مرگ سلولی در فرآیند چرخه رشد مو
دکتر محمد بقایی
آپوپتوزیز فرایند حذف سلولهایست که وظیفه بیولوژیک خود را درطی فرایند رشد و هم ایستایی بافتی در ارگانهای چند سلولی انجام داده و به پایان رسانده اند .
در طول دهه اخیرمکانیسم مولکولی در گیر در بروز پدیده آپوپتوزیز تا حد بسیار زیادی مشخص گردیده است. این پدیده فرایندی انرژی گیر است که محرکهای متعددی سبب آغاز آن می گردند که از آن جمله می توان به :
· کاهش سطح هورمونهای رشد
· کم شدن چسبندگی بین سلولی
· تحریک رسپتور های پروآپوپتوتیک
· آسیب DNA اشاره نمود.(1)
فولیکول مو ارگانی پوستی است که از دوران پس از جنینی فعالیت دوره ای نشان می دهد و همواره 4 فاز رشد مختلف آناژن ،کاتاژن،اگزوژن و تلوزن را طی می نماید.
در طول رشد فولیکول و ساخت مو فعالیت فاکتور های محرک تکثیر و ازدیداد، تمایز و حیات بر سیر قهقرایی و نابودی فولیکولهای مو که ناشی از فعالیت دسته ای از معابر علامت دهنده ای است که سبب بروز آپوپتوزیز در سلولهای فولیکول می گردد می گردد.(2-4)
آپوپتوزیز برنامه چند مرحله ای مرگ سلولی است
از منظر مرفولوژیکی آپوپتوزیز با ایجاد چروکیدگی در سلول،ایجاد برآمدگی در ممبران سلولی و ایجاد پارگی در دیواره سلول همراه است که این فرایند با فاگوسیتوز اجسام آپوپتوتیک دنبال میگردد. روند آپوپتوزیز را می توتن به چهار مرحله زیر تقسیم بندی نمود :
1- مرحله آغازین
2- مرحله واکنش درون سلولی
3- پاره شدن دیواره سلول
4- فاگوسیتوز (1)
مراحل آغازین و واکنشهای درون سلولی
مسیر خارجی آپوپتوتیک با باند شدن لیگاند های خاص به اعضایی از خانواده Death domain (DD) از رستورهای ممبران فعال می گردد. همه رسپتور های مرگ یک دمین خارج سلولی غنی از سیتینی دارند که برای اتصال لیگاندها مورد نیاز است و علاوه براین چنین رسپتور هایی دارای دمین داخل سلولی خاصی و لازمی نیز برای انتقال سیگنالها می باشند.(6،5)
انتقال پیام و علامت دهی از طریق رسپتور های مرگ سبب بکارگیری مولکولهای خاص و تعدیل کننده متعدد داخل سلولی برای هر رسپتور آپوپتوتیک همانند :
(Fas-associated death domain protein, tumor necrosis factor (TNF) receptor 1–associated death domain, receptor-interacting protein 1 ... و )
می گردد. که همه آنها دارای دمین فعال کننده رسپتور مرگ لازم برای تداخل با دمینهای مشابه موجود در پروکاسپاز-8 و10 می باشند .
فعال سازی کاسپاز- 8 و10 موجب بکارگیری آنها در کمپلکسهای پیام رسان مرگ شده و سبب فعال سازی کاسپاز-3 در طی مسیر مشترک آپوپتوتیک می گردد.
کاسپاز -8 همچنین ممکن است موجب فعال شدن پروتئین سیتوپلاسمی Bid گردد که پس از انتقال به داخل میتوکندری سبب آزاد سازی سیتوکروم C و در نتیجه آن بهم پیوستن مسیر های داخلی و خارجی آپوپتوزیز به یکدیگر می گردد.(6)
مسیر داخلی آپوپتوزیز نیز به واسطه اتفاقات متعددی که سر انجام سبب آزاد سازی سیتوکروم C از میتوکندریمی شوند فعال می شود. این فرایند توسط پروتئین هایی از خانواده Bcl-2 کنترل می گردند این پروتئین ها به دو گروه بزرگ تقسیم می گردند:
1- پروتئین های مهار کننده آپوپتوزیز همانند : Bcl-2، Bcl-xl و Mcl-1
2- پروتئین های محرک آپوپتوزیز همانند :
Bax, Bak, Bok, Bcl-xS, Bik, Bim, Bad و Bid
Bim, Bad و Bid همچنین ممکن است به عنوان گیرند ه هایی برای سلامت سلولی و تامین کننده فاکتور رشد نیز عمل نمایند.
Bim به عنوان یک حس گر سلامت سیتو اسکلتون نیز عمل می نماید و فعالیت پروآپوپتیک آن نیز توسط Dynein motor complex تنظیم میگردد.
Bad نیز به عنوان یک حس گر کمبود و کاهش فاکتور رشد عمل می نماید، فقدان فاکتور های رشد حیاتی سبب دفسفریلیشن این پروتئین شده و منجر به آپوپتوزیز می گردد. (7-9)
پروتئین سیتوپلاسمیک Bid می تواند توسط کاسپاز -8 ، گرانزیم B و کاتاپسین به یک ایزوفرم ناقص به نام (tBid) شکسته شود که پس از انتقال به داخل میتوکندری سبب آزاد سازی سیتوکروم C و بروز آپوپتوزیز گردد.
سیتوکروم C پس از آزاد شدن به داخل سیتوپلاسم این ماده موجب بکار گیری مولکول تعدیل کننده کاسپاز Apaf-1 و آنزیم آغازگر آپوپتوزیز پروکاسپاز- 9 می گردد که این دو مولکول با هم هولوانزیمی به نام آپوپتوزوم را شکل می دهند .
آپوپتوزوم ها موجب شکل گیری شکل فعالی از کاسپاز-3 در طی مسیر مشترکی از آپوپتوزیز میگردند .
فعالیت کاسپاز -3 ممکن است توسط اعضایی از خانواده پروتئین های مهار کننده آپوپتوزیز IAP که در سیتوزول قرار گرفته اند و از فعال سازی پرو کاسپاز ها ممانعت می نمایند مهار گردد.
در طی فرآیند آپوپتوزیز فعالیتهای IAP ها توسط پروتئین Smac/DIABLO که از میتوکندری ترشح می گردد خنثی میگردد و پروتئین مورد نظر توانایی از کاراندختن IAP ها را دارا می باشد. (10)
مرحله متلاشی شدن سلول و فاگوسیتوز سلولهای آپوپتوتیک
هر دو مسیر خارجی و داخلی آپوپتوتیک توسط فعال شده کاسپاز -3 شکل می گیرند و عقیده بر این است که این آنزیم کلیدی پروتولیتیک قابلیت متلاشی نمودن و تخریب بسیاری از مواد داخل سلولی موادی همانند پروتئینهای ساختمانی و یا انتقال دهنده پیام ، فاکتورهای نسخه برداری و تنظیم کننده های ترمیم DNA و تنظیم کننده های متابولیسم RNA را دارد. به علاوه کاسپاز -3 موجب شکستن دئوکسی ریبونوکلاز فعال شده توسط کاسپاز می گردد که ترجمه می شود به داخل هسته و شکستن DNA را آغاز می نماید . (9و11)
نتیجه فرایند تخریبی کاسپاز -3 قطعات از کار افتاده و نا کارای کروماتین ،لیزوزومها، میتوکندری و دیگر بخشهای سلولی است که توسط بخشی از ممبران سلولی پوشیده شده و از نظر مرفولوژیکی تحت نام اجسام آپوپتوتیک قابل شناسایی است . در طول مرحله آخر آپوپتوزیز قطعه قطعه شدن سلولی و هسته با تغییراتی در ممبران سلول همراه می گردد که عبارتست از انتقال مکانی فسفاتیدیلسرین از بخش دورنی ممبران به بخش بیرونی تا در نتیجه آن این قطعات توسط سلولهای همسایه ، ماکروفازها و یا سلولهای دندریتیک شناسایی و قابلیت فاگوسیتوز یابند. (1)
در طی این فرایند CD14،CD36،CD68 ، رسپتور های جاروب کننده A و رسپتور ویترونکتین توسط ماکروفاژ ها بیان می گردند و همه آنها قابلیت واکنش با مولکولهای متعدد تعیین کننده بیان سلولهای آپوپتوتیک همانند آنیونیک فسفولیپیدها ،فسفاتیدل سرین و ICAM3 را دارند.
به علاوه پروتئینهای سرم همانند بتا-2 گلیکوپروتئین و اجزائ مکمل C1q میتوانند به سلولهای آپوپتوتیک باند شده و موجب افزایش حذفشان توسط ماکروفاژها گردند.
سیر قهقرایی فیزیولوژیک فولیکول مو مدلی از فرایند آپوپتوزیز
اگر چه کاتاژن به عنوان یک اتفاق قهقرایی در فرآیند رشد مو تلقی می گردد لیکن این پروسه یک تغییر وضعیت انرژی بر با هارمونی بسیار عالی است که تنظیم کننده نوسازی و تولد دوباره فولیکولهای مو به نحوی متوالی است. کاتاژن ابتدا در سال1951 و 1961 با جزئیات توسط Kligman و straile و همکارانش شرح داده شد .
کاتاژن از لحاظ مرفولوژیکی و عملکردی به 8 زیر مرحله تقسیم می گردد که هر کدام از آنها با صفات تمایزی آپوپتوزیز خود طبقه بندی می گردند.
در طول سیکل رویش مو در جوندگان سلولهای آپوپتوتیک ابتدا توسط ایجاد لکهای TUNEL در مناطق ملانوژنیک فولیکول موی که اواخر فاز آناژن خود را می گذراند پدیدار می گردند.
در ابتدای کاتاژن سلولهای آپوپتوتیک در ماتریکس فولیکول دیده می شود و مدتی بعد TNF در غلاف خارجی و داخلی ریشه دیده می شود(در مراحل میانی و بعدی کاتاژن) و سپس به وفور در لایه های اپی تلیال دیده می شود (اواخر کاتاژن).
در مراحل آخر کاتاژن سلولهای + TUNEL در Club وBulge هم دیده می شود.اما در انسان و موش سلولهای آپوپتوتیک هرگز در درمال پاپیلای فولیکول در فاز کاتاژن در شرایط فیزیولوژیکی دیده نمی شود.
بنابراین در تشریح فضایی و زمانی سلولهای + TUNELدر فولیکول مویی که در فاز آناژن قرار دارد می توان گفت :
موجی آغازین از منطقه ملانوژنیک در آواخر آناژن آغاز شده و در مرحله ابتدایی کاتاژن به ماتریکس انتشار می یابد و سپس غلافهای نزدیک به مرکز و داخلی و خارجی ریشه و شافت مو در مراحل میانی و انتهایی کاتاژن انتشار می یابد.
در بین سلولهای موجود در فولیکول و تنها جمع مشخص و معینی دارای استعداد افتراقی برای آپوپتوزیز می باشند در این بینفیبروبلاستهای درمال پاپیلا و برخی از کراتینوسیتها و ملانوسیتهایی که برای بقاء انتخاب شده اند در برابر آپوپتوزیز مقاوم می باشند.
در طول کاتاژن درمال پاپیلا به دسته ای از سلولهای ساکن و بی فعالیت بسیار نزدیک به اپی تلیوم فولیکول موی دارای سیر قهقرایی تبدیل می گردد که از ساب کوتیس به مرز بین درمیس /ساب کوتیس تییر مکان می یابد تا با بخش خارجی اپی تلیوم فولیکول مو تماس یابد.
در متاسیون ژنی ریزش مو بی مویی، انهدام و از هم پاشیدگی درمال پاپیلا و اپی تلیوم فولیکول مو در طول کاتاژن سبب کاهش توان فولیکول برای بازگشت مجدد به فاز آناژن می گردد.
مکانیسم مولکولی آپوپتوزیز در طول دوره کاتاژن فولیکول مو
داده های بدست آمده بر پایه مونیتورینگ سرنوشت ملانوسیتها در طول کاتاژن در موشهای Trp2-Lac2 ترانسژنیک بیان می کند که زیر مجموعه های مشخصی از ملانوسیتها که در Bulge در غلاف خارجی ریشه و در بالای درمال پاپیلا قرار گرفته اند حساسیتهای متفاوتی به آپوپتوزیز را نشان می دهد .
مخصوصا آپوپتوزیز تنها در ملانوسیتهای مشخصی که در بالای درمال پاپیلا قرار گرفته اند موجب بیان رسپتور Fas می گردددر حالیکه زیر مجموعه های دیگری که رسپتور C-Kit و Bcl-2را بیان می کند که بیشترین دلیل بر زنده بودن کاتاژن است.
بنا بر این علامت دهی Fas می تواند با آپوپتوزیز ملانوسیت در طول مدت کاتاژن همراه گردد. این عمل مشابه با اتفاقی استکه بنظر میرسد پس از تماس فولیکول های مو بامواد شیمی درمانی صورت می پذیرد.
Stem cell factor/c-Kit و Bcl-2 دو مولکول مهم و داوطلبی هستند که ممکن است موجب بقا ملانوسیتها در طی کاتاژن گردند.
تخریب و از بین بردن ساختمان Stem cell factor/c-Kit یا تجویز آنتی بادی های خنثی کننده C-Kit موجب بروز آپوپتوزیز و ناپدید شدن ملانوبلاستها در جنین موش شده است .
Bcl-2 بخصوص موجب محافظت از سلولهای بنیادی ملانوسیتها در فولیکول مو در مقابل آپوپتوزیز می گردد و کمبود Bcl-2 سبب حذفهای آپوپتوتیک آنها و بوجود آمدن موهای خاکستری نارس و زود هنگام می شود.
به هرحال ارتباط بین مسیر Stem cell factor/c-Kit و پروتئینهای آنتی آپوپتوتیک میتوکندری در کنترل حیات فولیکول کاملا مشخص نیست.
آپوپتوزیز در ماتریکس کراتینوسیتهای ماتریکس
تحقیقات صورت گرفته بر روی فولیکولهای موی انسان و موش نشان میدهد که آپوپتوزیز در ماتریکس کراتینوسیتهای مو از طریق دو معبر داخلی و خارجی کنترل می گردد ساب یونیت p55 از رسپتور ممکن است در معبر آپوپتوتیک خارجی دخیل باشدو این رسپتور در ماتریکس مو در طول کاتاژن بیان می گردد و با درمان با TNF سبب افزایش TNF- alpha سلولهای + TUNEL در ماتریکس مو می گردد.
همچنین TNF- alpha سبب افزایش انتقال آناژن به کاتاژن در فولیکول موی انسان درVitro گردیده است.
آپوپتوزیز در ماتریکس کراتینوسیتهای مو همچنین با فعال سازی معبر داخلی آپوپتوتیک همراه می باشد. در طول دوره کاتاژن در موش نسبت Bcl2/Bax در ماتریکس کراتینوسیتهای مو به نحو چشمگیری در مقایسه به آنچه در آناژن وجود دارد کاهش می یابد.
پروتئین حیات بخش که متعلق به دسته IAP می باشد به طور گسترده ای در سلولهای تکثیر کننده ماتریکس مو بیان می گردد در حالیکه بیان آن به طور تصا عدی در طول کاتاژن کاهش می یابد.
فاکتور رونویسی P53 همچنین نقش مهمی در تنظیم آپوپتوزیز در ماتریکس کراتینوسیتهای مو اعمال می نماید که عبارت است از :
فولیکولهای مو در فاز کاتاژن موشهایی که P53 ندارند سلولهای آپوپتوتیک کمتری دارند و دوره کاتاژن درآنها به میزان قابل توجهی در مقایسه با موشهای وحشی معمولی تاخیری می گردد.
P53 ممکن است سبب تقویت و ارتقاء معبر آپوپتوتیک در ماتریکس مو توسط تنظیم بیان پروتئین میتوکندریایی Bax گردد چنین بیانی در ماتریکس مو در طول دوره کاتاژن افزایش می یابد.
فاکتور رونویسی بی مویی همچنین به عنوان یک تنظیم کننده مهم آپوپتوزیز در فولیکول مو دخالت دارد. در موش بی مو آپوپتوزیز در ماتریکس مو به نحو فزاینده ای افزایش می یابد و سبب انتقال نارس فولیکول از آناژن به کا تاژن و گهگاهی تخریب درمال پاپیلا از اپی تلیوم فولیکولار و بروز بی مویی دائم می گردد .
اخیرا نشان داد ه شد که پروتئین بی مویی به عنوان یک عامل مهم باز دارنده رونویسی رسپتور ویتامینD عمل می کند. این امر مشخص می نماید که ارتباطی بین پروتئین بی مویی و رسپتور ویتامینD ممکن است در آپوپتوزیز کراتینوسیتهای فولیکول مو مشارکت نمایند .
جالب اینکه آپوپتوزیز در ماتریکس مو به نحو بالایی در کراتین 17 موشKnockout افزایش می یابد که این نخستین گواه بر این امر است که انهدام یک ساختمان پروتئینی ممکن است سبب آپوپتوزیز در کراتینوسیتهای فولیکول مو گردد.اما این سوال باقی می ماند که آیا حذف کراتین 17 نتیجه فعال شدن مستقیم مسیر آپوپتوزیز داخلی است یا Bim به عنوان یک حسگر سلامت سیتو اسکلتون درگیر این امر است یا اینکه مکانیسمهای دیگری در این رابطه دخیلند.
مکانیسمهای اجرایی اپوپتوزیز در موش و انسان به احتمال بسیار زیاد توسط عوامل زیر واسطه گری می گردد:
کاسپاز1،کاسپاز 3،کاسپاز4 و کاسپاز7
این کاسپاز ها در طول دوره کاتاژن در ماتریکس مو بشدت بیان می گردند و احتمالا در فرایند های تخریب سلولی نیز نقش دارند.
آپوپتوزیز در غلاف خارجی ریشه مو
قبل و یا در طی دوره کاتاژن ،کراتینوسیتهای غلاف خارجی ریشه مولکولهای متعدد و مهمی را به واسطه فرایند کاتاژن تولید و ترشح می نمایند که عبارتند از ایزوفرم کوتاه فاکتور رشد 5 فیبروبلاست ، نوروتروفینها، فاکتور رشد تغییر شکل یافته بتا1/2 یا TGF-B 1/2 ،IGF binding protein3 و ترمبوسپوندین_1
بیان بیش از حد یکی از پروتئینهای آنتی آپوپتوتیک میتوکندری همچون Bcl2 وBcl-xl در کراتینوسیتهای غلاف خارجی ریشه سبب خاتمه یافتن نارس آناژن و شتاب گرفتن کاتاژن میشود و این درحالیست که کمبود و نقصان Fibroblast Growth Factor 5 دارای اثراتی بر عکس می باشد. چنین پدیده ای مشخص می کند که افزایش میزان Bcl-xl و Bcl2 در غلاف خارجی ریشه موجب کمک به فعال سازی سلولی میگردد که این امر موجب افزایش انتقال فولیکولها از آناژن به کاتاژن می گردد.
همراه با تولید و ترشح مولکولهای تحریک کننده کاتاژن در کراتینوسیتهای غلاف خارجی ریشه رسپتورهای مرگ آپوپتوتیک همانند Fas ،رسپتور p55- TNF ورسپتور p75 _ نوروتروفین هم به خوبی رسپتورهای TGF-B 1/2 بیان میگردند چنین داده هایی مشخص می نماید که سلولهای غلاف خارجی ریشه نیز از مراکز هدف فعال در طی دوره کاتاژن می باشد. مرکز غلاف خارجی ریشه فولیکولهای مو در فاز کاتاژن بیان بالایی از کاسپاز_8 را نشان میدهند که سبب انتقال سیگنالهای رسپتور های مرگ با فعال سازی کاسپاز_3 میگردد.
بیان رسپتور های p75NTR وTGF-B درکراتینوسیتهای غلاف خارجی ریشه موجب شکل گیری سلولهای TUNEL+ درطی کاتاژن میگردد.
در مقایسه با موشهای وحشی در موشهای Knockout p75NTR وTGF-B1 سبب تاخیری واضحی در کاتاژن همراه با کاهش سلولهای آپوپتوتیک در غلاف خارجی ریشه در حال تخریب دیده می شود. بنابر این با تحریک آپوپتوزیز ، نوروتروفینها و
TGF-B 1/2 ممکن است موجب درگیری بیشتر غلاف خارجی ریشه در دوره کاتاژن فولیکول مو گردد. این داده ثابت می نماید که نوروتروفینها و TGF-B2دارای اثرات قوی ایجاد کننده کاتاژن می باشند.
آپوپتوزیز در غلاف خارجی ریشه داخلی تار مو
در طول کاتاژن در کراتینوسیتهای غلاف خارجی ریشه تعداد رسپتور های Fas/apo افزایش قابل ملاحظه ای می نماید که این امر نشان دهنده درگیری آنها در فرآیند آپوپتوزیز می باشد . آنزیم پروتولیتیک L-cathepsin و بی مویی نیز ممکن است در امر آپوپتوزیز در غلاف داخلی ریشه مو دخالت نماید و به همین دلیل در موشهایی که دارای نقص آنزیم پروتولیتیک L-cathepsin و بی مویی می باشند آسیب به غلاف داخلی ریشه مو در طول زمان طولانی تری رخ می دهد و همچنین آپوپتوزیز نیز در آنها کاهش می یابد.
اثرات ضد آپوپتوتیک در غلاف خارجی ریشه می تواند توسط:
(GDNF)Glial cell line–derived neurotrophic Factor و نوروتورین میانجی گری گردد،رسپتور های مرتبط با انها GFRa1 و GFRa2 نیز در غلاف خارجی ریشه بیان می گردند و موشهایی که نقص در GFRa1 و GFRa2 دارند کاتاژن در آنها با شتاب بیشتری نسبت به موشهای وحشی صورت می پذیرد.
در حال حاضر اطلاعات کمی در باره مکانیسم آپوپتوزیز در کراتینوسیت های تار مو وجود دارد. در کاتاژن در کراتینوسیتهای شافت مو رسپتورهای آپوپتوتیک بیان نمی شوند اگر چه در این محل TUNEL+ cellهای تنها را می توان یافت .
در اواسط کاتاژن و اواخر آن تعداد سلولهای TUNEL + در نزدیکی انتهای تار مو افزایش می یابد این محل منطقه تریشیلیمال کراتینیزاسیون و محل شکل گیری گرز یا کلاب مو می باشد . ام همانگونه که تغییر رنگ TUNEL همیشه یک نشانه برای آپوپتوزیز سلولی نیست نتیجه گیری نمودن در این باب که چگونه آپوپتوزیز در شکل گیری کلاب و یا گرز مو نقش دارد نیز مشکل می باشد .
چگونگی برداشتن و زدودن سلولهای آپوپتوتیک از فولیکولهای مو در طول دوره کاتاژن
اطلاعات اندکی در دست می باشد که بیانگر مکانیسم کنترل پاک سازی سلول های آپوپتوتیک از فولیکولهای مودر فاز کاتاژن باشد . بر پایه آنچه در مدلهای بیولوژیک قهقرایی دیگر (آنچه در غدد پستانی و یا در اپیتلیوم تیموس رخ می دهد) سلول های آپوپتوتیک توسط فرایند ماکروفاژ و یا توسط سلولهای اپیتلیال همسایه حذف می گردند .
سلولهای دندریت که در فاز آناژن فولیکول های موی انسان در اپیتلیوم دیستال فولیکول مو وجود دارند و موجب بیان C1q می شود ممکن است به صورت تنگاتنگی در شناسایی و فاگوسیتوزیز سلول های آپوپتوتیک نقش داشته باشند . سلول های آپوپتوتیک همچنان ممکن است توسط ماکروفاژ هایی که در غلاف بافت همبند وجود دارند و موجب بیان CD68 می شوند نیز حذف گردند . جالب است بدانیم که مولکولهایی که موجب تحریک روند کاتاژن می گردند همانند اینترلوکین1 و TNF و TGF-1 به نحو چشمگیری موجب افزایش فاگوسیتوز سلول های آپوپتوتیک توسط ماکرو فاژ دها می گردند . اما با توجه به همه این گزارشات هنوز مکانیسم دقیق موجود در شناسایی و حذف سلولهای آپوپتوتیک در کاتاژن فولیکول مو ناشناخته باقی مانده است .
جمعیتی از سلولهای فولیکول که موجب زنده ماندن و بر قرار ماندن کاتاژن می گردند . زنده ماندن جمعیتی از سلول های فولیکول در طول دوره کاتاژن برای باز سازی فولیکول مو در چرخه بعدی رشد مو مورد نیاز است .این جمعیت از سلول ها عبارتند از فیبروبلاستها ی درمال پاپیلا ، و بافت همبند غلاف ،سلول های بنیادی کراتینوسیت و ملانوسیت و برخی از سلول های خواهر آنها .(transient amplifying)در برخی از مطالعات دیده شده است که فیبروبلاستهای درمال پاپیلا مقاومت بالایی به آپوپتوزیز همراه با سطح بالایی از Bcl-2 و فقدان رسپتور های مرگ در طول تمام دوره رشد مو در انسان و موش نشان داده اند . اما آنها ممکن است مستعد به آپوپتوزیز تحت شرایط آزمایشگاهی باشند (بکار گیری تریپسین و یا سوماتوتروپین) یا تغییرات ژنتیکی . هر چند اکثر سلول های بنیادی کراتینوسیت در طول کاتاژن زنده باقی می مانند اما تعدادی از سلول های bulge تحت آپوپتوزیز قرار می گیرند .
تنظیم آپوپتوزیز در فولیکول مو به عنوان ابزاری در اصلاح رشد غیر نرمال مو :
نقص در نظم آپوپتوزیزدر بسیاری از بیماری ها رخ می دهد (هیرسوتیسم و یا حالتهای متفاوت ریزش مو ). اخیرا تعداد یا زدارو های جدید برای تعدیل آپوپتوزیز ارائه شده است که می توان به TNF-á-inhibiting antibodies, Bcl-2/Bclx
L antisense oligonucleotides, synthetic p53, و caspase inhibitors)
اشاره نمود و برخی از انها نیز تستهای کلینیکی را نیز با موفقیت از سر گذرانده اند .
ثابت شده است که فولیکولهای موی انسان در برخی از حالتهای ریزش همانند (آندروژنتیک آلوپشیا و ریزش موی ناشی از شیمی درمانی تغییراتی را می پذیرد . شاید مهار کننده های آپوپتوزیز بتوانند جهت کاهش فعالیت آپوپتوزیز در فولیکول های مو در برخی از آلوپشیا ها بکار روند . توقف فعالیت فارماکولوژیک TGF-2 توسط عصاره گیاهی موجب افزایش رشد فولیکول مو در موش شده است و این امر پیشنهاد می نماید که مهار و یا سرکوب TGF ممکن است در ریزش موی نوع مردانه موثر باشد . این اصل می تواند در آینده به عنوان یک استراتژی در درمان ریزش موی مردانه مورد استفاده قرار گیرد .
1- Afford S, Randhawa S (2000) Apoptosis. Mol Pathol 53:55–63
2- Paus R, Cotsarelis G (1999) The biology of hair follicles. N Engl J Med 341:491–8
3- Cotsarelis G, Millar SE (2001) Towards a molecular understanding of hair loss and its treatment. Trends Mol Med 7:293–301
4- Stenn KS, Paus R (2001) Controls of hair follicle cycling. Physiol Rev 81:449–94
5- Lindner G, Botchkarev VA, Botchkareva NV, Ling G, van der Veen C, Paus R, et al. (1997) Analysis of apoptosis during hair follicle regression (catagen) Am J Pathol 151:1601–17
6- Curtin JF, Cotter TG (2003) Live or let die: regulatory mechanisms in Fas-mediated apoptosis. Cell Signal 15:983–92
7- Peters EM, Hansen MG, Overall RW, Nakamura M, Pertile P, Klapp BF, et al. (2005) Control of human hair growth by neurotrophins; brainderived neurotrophic factor inhibits hair shaft elongation, induces catagen and stimulates follicular transforming growth factor â2 xpression. J Invest Dermatol 124:675–85.
8- Schultz DR, Harrington WJ (2003) Apoptosis: programmed cell death at a molecular level. Semin Arthritis Rheum 32:345–69
9- van Gurp M, Festjens N, van Loo G, Saelens X, Vandenabeele P (2003) Mitochondrial intermembrane proteins in cell death. Biochem Biophys Res Commun 304:487–97
10- Puthalakath H, Huang DC, O’Reilly LA, King SM, Strasser A (1999) The pro-apoptotic activity of the Bcl-2 family member Bim is regulated by interaction with the dynein motor complex. Mol Cell 3:287–96
11- Shi Y (2002) Mechanisms of caspase activation and inhibition during apoptosis. Mol Cell 9:459–70
12-
13-